این روزها یک نوع تسهیلات جدید بیشتر از قبل توجه مردم را جلب کرده است؛ اعتبار و وام هایی که با هدف خرید طلا و نقره ارائه می شوند و در تبلیغات آنها اعدادی مانند «۲۰۰ میلیون تومان اعتبار» و «سود ۲۳ درصد» دیده می شود.
در نگاه اول، این اعداد چندان عجیب به نظر نمی رسند. نرخ ۲۳ درصد همان نرخی است که در بسیاری از تسهیلات بانکی هم دیده می شود.
اما یک سوال مهم وجود دارد:
اگر روی کاغذ ۲۰۰ میلیون تومان اعتبار می گیریم، واقعا چه مقدار پول یا طلا در اختیارمان قرار می گیرد و در پایان دقیقا چقدر باید پس بدهیم؟
پاسخ این سوال می تواند تصویر کاملا متفاوتی از هزینه واقعی این وام ایجاد کند.
در برخی طرح های خرید طلا، بخشی از مبلغ اعتبار قبل از تحویل کسر می شود. همین موضوع باعث می شود مقایسه صرفا بر اساس عدد «۲۳ درصد» گمراه کننده باشد.
در سال های اخیر، اعتباردهی آنلاین رشد زیادی کرده و شرکت های مختلف، امکان خرید اقساطی کالا و خدمات را فراهم کرده اند.
ازکی وام نیز به عنوان یکی از مجموعه های فعال در حوزه اعتبار خرید، خدمات اعتباری و خرید اقساطی ارائه می کند. در توضیحات رسمی ازکی نیز دریافت اعتبار خرید و استفاده از آن برای خرید از فروشگاه های همکار مطرح شده است.
در کنار آن، سرویس های اعتباری دیگری مانند دیجی پی نیز در بازار اعتبار و خرید اقساطی فعال هستند.
در برخی طرح های جدید، طلا و نقره نیز وارد این بازار شده اند. این موضوع از یک جهت جذاب است، چون طلا برای بسیاری از مردم فقط یک کالا نیست و به عنوان دارایی نیز دیده می شود.
اما دقیقا همین جا باید بیشتر دقت کرد.
«وام برای خرید طلا» با «وام نقدی» یکی نیست و هزینه واقعی آن را باید با روش متفاوتی بررسی کرد.
فرض کنیم یک طرح به شما اعلام می کند:
مبلغ اعتبار: ۲۰۰ میلیون تومان
مدت بازپرداخت: ۲۴ ماه
تعداد اقساط: ۲۴ قسط
مبلغ هر قسط: حدود ۱۰.۵ میلیون تومان
مجموع بازپرداخت: حدود ۲۵۲ میلیون تومان
در نگاه اول ممکن است نتیجه بگیریم:
۲۰۰ میلیون گرفته ایم و ۲۵۲ میلیون پس می دهیم.
پس هزینه وام ۵۲ میلیون تومان است.
اما اگر قبل از تحویل، ۴۶ میلیون تومان از مبلغ اعتبار کسر شود، داستان کاملا عوض می شود.
در این حالت چیزی که عملا در اختیار شما قرار گرفته، ۲۰۰ میلیون تومان نیست.
مبلغ واقعی دریافتی:
۲۰۰ - ۴۶ = ۱۵۴ میلیون تومان
یعنی شما عملا ۱۵۴ میلیون تومان دریافت کرده اید، اما در پایان ۲۵۲ میلیون تومان پرداخت می کنید.
اختلاف این دو عدد:
۲۵۲ - ۱۵۴ = ۹۸ میلیون تومان
بنابراین هزینه تامین مالی نسبت به مبلغ واقعی دریافتی، ۹۸ میلیون تومان است.
اینجاست که عدد ۲۳ درصد دیگر به تنهایی تصویر کاملی به شما نمی دهد.
یکی از اشتباهات رایج در مقایسه وام ها این است که تصور کنیم نرخ اعلام شده، به سادگی برابر با «کل هزینه تقسیم بر مبلغ دریافتی» است.
در واقع نحوه محاسبه اقساط، زمان دریافت پول، زمان پرداخت اقساط و هزینه هایی که در ابتدای قرارداد از مبلغ کسر می شوند، همگی روی هزینه واقعی تامین مالی اثر می گذارند.
در وام های اقساطی، معمولا سود بر اساس مانده بدهی محاسبه می شود و چون اصل بدهی در طول زمان کاهش پیدا می کند، نمی توان صرفا سود کل را بر اصل وام تقسیم کرد و آن را نرخ واقعی سالانه دانست.
برای محاسبه دقیق تر باید جریان های نقدی را بررسی کرد.
این مهم ترین نکته ای است که قبل از گرفتن چنین اعتباری باید بررسی کنید.
فرض کنید شرکتی می گوید:
«۲۰۰ میلیون تومان اعتبار خرید طلا»
اما هنگام خرید یا تحویل، ۴۶ میلیون تومان بابت هزینه های مختلف، کارمزد، تخفیف خرید، هزینه تامین مالی یا هر عنوان قراردادی دیگری کسر می شود.
در این شرایط باید سوال کنید:
«من امروز دقیقا چه ارزشی دریافت می کنم؟»
نه اینکه فقط بپرسید:
«سقف وام چقدر است؟»
این دو عدد ممکن است تفاوت قابل توجهی داشته باشند.
اگر ۲۰۰ میلیون اعتبار روی صفحه می بینید اما ارزش واقعی کالایی که در اختیار شما قرار می گیرد ۱۵۴ میلیون تومان است، برای مقایسه اقتصادی باید همان ۱۵۴ میلیون را نقطه شروع قرار دهید.
حالا بیایید مثال بالا را دقیق تر بررسی کنیم.
مبلغ واقعی دریافتی:
۱۵۴ میلیون تومان
پرداخت:
۲۴ قسط ۱۰.۵ میلیون تومانی
مجموع پرداخت:
۲۵۲ میلیون تومان
اگر جریان نقدی را به صورت مالی محاسبه کنیم، نرخ ماهانه تقریبی این معامله حدود ۴.۳۸ درصد می شود.
اگر این نرخ ماهانه را به نرخ موثر سالانه تبدیل کنیم، نرخ به حدود:
۶۷.۳ درصد در سال
می رسد.
این عدد به هیچ وجه به معنای این نیست که شرکت ارائه دهنده رسما گفته «نرخ سود ۶۷ درصد است».
بلکه معنایش این است که اگر ۱۵۴ میلیون تومان را پول واقعی دریافتی در روز اول و ۲۴ پرداخت ۱۰.۵ میلیون تومانی را جریان خروجی پول در نظر بگیریم، هزینه موثر تامین مالی تقریبا در این سطح قرار می گیرد.
این دو مفهوم را نباید با یکدیگر اشتباه گرفت.
اینجا باید منصف بود.
صرف اینکه نرخ موثر یک معامله برای مصرف کننده بیشتر از ۲۳ درصد محاسبه شود، به تنهایی ثابت نمی کند که ارائه دهنده قرارداد را اشتباه یا خلاف قانون تنظیم کرده است.
ممکن است «۲۳ درصد» به روش خاصی برای محاسبه سود تسهیلات مربوط باشد و هزینه های دیگری نیز در معامله وجود داشته باشد.
مشکل اصلی برای مصرف کننده این است که اگر فقط به نرخ اسمی نگاه کند، ممکن است نتواند هزینه واقعی معامله را با یک وام بانکی مقایسه کند.
به همین دلیل، معیار درست برای تصمیم گیری این است:
«برای مقدار واقعی ارزشی که امروز دریافت می کنم، در نهایت چقدر و با چه زمان بندی ای پرداخت خواهم کرد؟»
مثال دوم جالب تر می شود.
فرض کنیم بانک ملت ۱۰۰ میلیون تومان به شما پرداخت کند و قرارداد به گونه ای باشد که مجموع بازپرداخت طی ۶۰ ماه حدود ۱۶۰ میلیون تومان باشد.
در این حالت:
مبلغ دریافتی واقعی: ۱۰۰ میلیون تومان
مجموع بازپرداخت: ۱۶۰ میلیون تومان
مدت: ۶۰ ماه
اگر پرداخت ها را به صورت اقساط مساوی در نظر بگیریم، قسط ماهانه حدود ۲.۶۷ میلیون تومان خواهد بود.
با محاسبه جریان نقدی، نرخ موثر سالانه این معامله حدود ۲۲.۳ درصد به دست می آید.
بنابراین نرخ اعلامی ۲۳ درصد برای این نمونه، برخلاف مثال اول، تقریبا با هزینه موثر تامین مالی همخوانی دارد.
البته هزینه های تشکیل پرونده، بیمه، کارمزد یا سایر هزینه های قرارداد در صورت وجود باید جداگانه بررسی شوند.
برخی اطلاعات منتشرشده درباره تسهیلات ۱۰۰ میلیون تومانی بانک ملت با نرخ ۲۳ درصد و بازپرداخت ۶۰ ماهه نیز مجموع بازپرداختی نزدیک به ۱۶۹ میلیون تومان را نشان می دهند که تفاوت آن با مثال ۱۶۰ میلیون تومانی می تواند ناشی از نوع دقیق طرح و شرایط قرارداد باشد.
تفاوت اصلی فقط در «۲۳ درصد» نیست.
تفاوت اصلی در این است که در مثال بانک ملت، فرض می کنیم ۱۰۰ میلیون تومان واقعا در اختیار شما قرار می گیرد.
اما در مثال خرید طلا، اگر ۲۰۰ میلیون اعتبار اعلام شود ولی ۴۶ میلیون تومان همان ابتدا کسر شود، نقطه شروع محاسبه اقتصادی دیگر ۲۰۰ میلیون تومان نیست.
این تفاوت می تواند هزینه واقعی وام را به شدت افزایش دهد.
به زبان ساده:
| مورد | اعتبار خرید طلا | وام بانکی نمونه |
|---|---|---|
| مبلغ اعلامی | ۲۰۰ میلیون | ۱۰۰ میلیون |
| مبلغ واقعی دریافتی در مثال | ۱۵۴ میلیون | ۱۰۰ میلیون |
| مدت | ۲۴ ماه | ۶۰ ماه |
| مجموع پرداخت | ۲۵۲ میلیون | ۱۶۰ میلیون |
| نرخ اعلامی | ۲۳٪ | ۲۳٪ |
| نرخ موثر تقریبی | حدود ۶۷.۳٪ | حدود ۲۲.۳٪ |
این جدول نشان می دهد که مقایسه دو وام فقط بر اساس نرخ اسمی می تواند کاملا گمراه کننده باشد.
اینجا ماجرا کمی پیچیده تر می شود.
اگر کسی وام می گیرد و با آن طلا می خرد، ممکن است افزایش قیمت طلا در آینده بخشی از هزینه تامین مالی را جبران کند.
مثلا اگر ارزش طلای خریداری شده در طول دو سال به اندازه کافی افزایش پیدا کند، ممکن است فرد در نهایت نسبت به مبلغی که پرداخت کرده، دارایی باارزش تری داشته باشد.
اما اینجا نباید یک اشتباه دیگر مرتکب شد.
افزایش احتمالی قیمت طلا «سود قطعی» نیست.
قیمت طلا می تواند بالا برود، ثابت بماند یا حتی در مقاطعی کاهش پیدا کند.
علاوه بر این، هنگام خرید و فروش طلا ممکن است با اختلاف قیمت خرید و فروش، اجرت، کارمزد یا هزینه های دیگری مواجه شوید.
بنابراین اینکه بگوییم:
«چون طلا گران می شود، پس وام طلا خوب است»
استدلال مالی کاملی نیست.
اگر فردی دید بلندمدت دارد، توان پرداخت منظم اقساط را دارد و شرایط خرید طلا به گونه ای است که هزینه های جانبی آن پایین باشد، ممکن است استفاده از اعتبار برای خرید طلا برای او قابل بررسی باشد.
اما حتی در این شرایط نیز باید یک سوال اساسی پرسید:
«طلا باید چقدر رشد کند تا هزینه تامین مالی من جبران شود؟»
اگر شما عملا ۱۵۴ میلیون تومان ارزش دریافت می کنید و باید ۲۵۲ میلیون تومان پس بدهید، دارایی خریداری شده باید رشد قابل توجهی داشته باشد تا صرفا هزینه تامین مالی جبران شود.
برای کسی که صرفا به خاطر تبلیغ «وام ۲۰۰ میلیونی» اقدام می کند، این نوع تسهیلات می تواند خطرناک باشد.
خصوصا اگر فرد:
درآمد ماهانه ثابتی برای پرداخت اقساط نداشته باشد
فقط به افزایش قیمت طلا امیدوار باشد
هزینه های اولیه و کسورات را نداند
قرارداد را کامل نخوانده باشد
مبلغ واقعی دریافتی را با مبلغ اسمی وام اشتباه بگیرد
چند وام را همزمان دریافت کند
در چنین شرایطی، خرید طلا ممکن است به جای سرمایه گذاری، تبدیل به یک بدهی سنگین شود.
قبل از اینکه دکمه دریافت اعتبار را بزنید، این هفت عدد را روی کاغذ بیاورید:
۱. مبلغ اسمی اعتبار
۲. مبلغی که واقعا در روز اول دریافت می کنید
۳. قیمت واقعی طلایی که تحویل می گیرید
۴. تمام هزینه هایی که از ابتدا کسر می شود
۵. مبلغ هر قسط
۶. تعداد اقساط
۷. مجموع کل پرداختی
بعد از آن می توانید تازه درباره جذاب بودن وام تصمیم بگیرید.
اگر در یک طرح ۲۰۰ میلیون تومان اعتبار اعلام می شود اما ۴۶ میلیون تومان از آن کسر می شود، حتما باید دقیقا مشخص شود این ۴۶ میلیون تومان بابت چیست.
آیا کارمزد است؟
آیا هزینه تامین مالی است؟
آیا اختلاف قیمت خرید و ارزش اسمی اعتبار است؟
آیا هزینه خرید طلاست؟
آیا بخشی از آن مربوط به مالیات، اجرت یا خدمات فروشنده است؟
یا ترکیبی از چند هزینه مختلف؟
این سوال باید از ارائه دهنده طرح پرسیده شود و پاسخ آن باید در قرارداد یا جدول مالی قابل مشاهده باشد.
چون بدون دانستن ماهیت این ۴۶ میلیون تومان، نمی توان درباره ساختار حقوقی و قراردادی طرح قضاوت کرد؛ اما از نظر اقتصادی می توان هزینه واقعی تامین مالی را بر اساس جریان نقدی محاسبه کرد.
هر دو عدد می توانند درست باشند، اما برای دو هدف متفاوت.
نرخ اسمی برای معرفی محصول مالی و شرایط قرارداد استفاده می شود.
نرخ موثر برای مقایسه اقتصادی گزینه های مختلف بسیار کاربردی تر است.
وقتی دو وام دارید که هر دو می گویند «۲۳ درصد»، نباید تصور کنید هزینه هر دو دقیقا یکسان است.
باید بپرسید:
چه مقدار امروز دریافت می کنم؟
چه زمانی اقساط را پرداخت می کنم؟
مجموع پرداخت من چقدر است؟
آیا هزینه ای در ابتدای کار از مبلغ کسر می شود؟
آیا کالایی که دریافت می کنم دقیقا به اندازه مبلغ اعلام شده ارزش دارد؟
پاسخ این سوال ها تصویر واقعی تری به شما می دهد.
وام ۲۰۰ میلیونی روی کاغذ می تواند بسیار جذاب به نظر برسد.
اما اگر از ۲۰۰ میلیون تومان، ۴۶ میلیون تومان همان ابتدا کسر شود، شما باید محاسبات را بر اساس ۱۵۴ میلیون تومان ارزش واقعی دریافتی انجام دهید، نه ۲۰۰ میلیون تومان.
در نمونه ای که بررسی کردیم، ۱۵۴ میلیون تومان دریافت واقعی و ۲۵۲ میلیون تومان بازپرداخت در ۲۴ ماه، نرخ موثر تقریبی ۶۷.۳ درصد سالانه ایجاد می کند.
در مقابل، در نمونه ۱۰۰ میلیون تومانی با بازپرداخت ۱۶۰ میلیون تومان طی ۶۰ ماه، نرخ موثر تقریبی حدود ۲۲.۳ درصد سالانه است.
بنابراین ممکن است دو محصول مالی هر دو روی تبلیغ خود عدد «۲۳ درصد» داشته باشند، اما هزینه واقعی آنها برای مشتری تفاوت بسیار زیادی داشته باشد.
این شاید مهم ترین نکته درباره موج جدید وام های خرید طلا و نقره باشد:
«هیچ وقت فقط به درصد سود نگاه نکنید؛ ببینید واقعا چقدر دریافت می کنید و در نهایت چقدر و چه زمانی پس می دهید.»
خیر. نرخ اعلامی و نرخ موثر لزوما یکسان نیستند. هزینه های اولیه، کسورات، زمان پرداخت و نحوه محاسبه اقساط می توانند هزینه واقعی تامین مالی را تغییر دهند.
اگر ۴۶ میلیون تومان از مبلغ اعلامی پیش از تحویل یا در زمان خرید کسر شود، مبلغ واقعی دریافتی ۱۵۴ میلیون تومان خواهد بود. برای مقایسه اقتصادی باید این مبلغ را مبنا قرار داد.
پاسخ قطعی برای همه افراد وجود ندارد. باید هزینه واقعی تامین مالی، قیمت خرید طلا، هزینه های خرید و فروش و توان پرداخت اقساط را همزمان بررسی کرد.
نرخ موثر تلاش می کند هزینه واقعی تامین مالی را با در نظر گرفتن زمان دریافت پول و زمان پرداخت اقساط نشان دهد. به همین دلیل برای مقایسه دو وام با ساختارهای متفاوت، معمولا اطلاعات مفیدتری از نرخ اسمی ارائه می کند.
ممکن است، اما قطعی نیست. برای این کار قیمت طلا باید به اندازه ای افزایش پیدا کند که علاوه بر هزینه های خرید و فروش، هزینه تامین مالی نیز جبران شود.
مبلغ واقعی دریافتی، مبلغ و تعداد اقساط، مجموع بازپرداخت، هزینه های اولیه، قیمت واقعی طلای خریداری شده، شرایط تسویه زودهنگام و تمام تعهدات قرارداد را بررسی کنید.
تاریخ ثبت اخبار شهر
تاریخ پایان اخبار شهر